فرمول‌هایی برای دروغ؛ آیا طرح جمع‌آوری ماهواره همانطور است که می‌گویند؟

علی نیکویی

سردار احمدی‌مقدم در نشستی با کمسیون امنیت ملی مجلس گفته است که طرح جمع‌آوری ماهواره با موفقیت انجام شده و ۱۶٪ کاهش استفاده از ماهواره داریم. با استناد به این عدد و رقم، احمدی‌مقدم در جلسه ۲۵ مهر ۹۰ با کمسیون امنیت ملی ایران گفته که طرح جمع آوری ماهواره‌ها تاثیر مثبتی داشته است. از طرف دیگر ظاهرا محسن سازگارا در تاریخ ۲۷ مهر ۹۰ گفته است که «سخنگوی ... مجلس شورای اسلامی با استناد به گزارش فرمانده کل پلیس گفته است که تنها ۱۶درصد از مردمی که تجهیزات ماهواره‌های‌شان جمع شده دیگر برنامه‌های ماهواره‌ای نگاه نمی‌کنند. در واقع ۸۴ درصد مردم با نافرمانی مدنی به تماشای ماهواره و نصب مجددش ادامه می‌دهند». در همین حال در ۲۶ مهر ۹۰ کاظم جلالی، سخنگوی کمسیون مجلس گفته است «اکنون سوآل این‌جاست که تعداد خانواده‌هایی که با برخورد پلیس، ماهواره‌هایشان را از دست داده‌اند، چند نفرند و چرا ۸۴ درصد از آنان، مجددا، دم و دستگاه دیدار از برنامه‌های غیرمجاز را علم کرده‌اند؟»

به نظر می‌رسد که هر دو سوی ماجرا (کسانی که وجود ماهواره برای آن‌ها نامطلوب است و کسانی که وجودش برایشان مفید است) از عدد و رقم گفته شده برای اثبات درستی  خود استفاده می‌کنند. اما جدای از بحث‌های دو سوی ماجرا چه میزان شیطنت پشت این عدد و رقم پنهان است؟ می‌شود کاهش استفاده از ماهواره را با فرض درستی رقم ۱۶٪ از زاویه‌های مختلف دید: می‌توان از دید یکی از نمایندگان کمسیون فرهنگی مجلس دید که این برخورد را مناسب نمی‌داند و روی آوردن مردم به گونه‌های دیگر دریافت شبکه‌های ماهواره‌ای را دلیل ناموفق بودن طرح می‌داند. می‌شود از دید آقای سازگارا یا جلالی و یا از نگاه سردار احمدی‌مقدم دید. همه به یک عدد و رقم اما از زاویه‌ی نگاه خود استناد می‌کنند.

بحثی که من پیش می‌گیرم صحت و درستی این ادعاست. نخستین اصلی که در آمارگیری مطرح است «جامعه‌ی آماری» است. می‌توان برای دانستن دارایی مردم شهر به بالای شهر مراجعه کرد و با جامعه‌ی آماری ۲۰ نفری از آن منطقه‌ی ۱ میلیون نفری به این نتیجه رسید که مردم شهر متمول هستند. آماری درست است که جامعه‌ی آماری آن، هم از نظر تعداد و هم از نظر ویژگی درست انتخاب شود. پس نخست باید دید که جامعه‌ی آماری چند نفر بوده و چه گونه انتخاب شده است! من فرض را بر درستی این رقم می‌گیرم و سعی می‌کنم تناقض‌های موجود را بررسی کنم.

برای این کار اخبار را به دو گروه مرجع‌های تخصصی و اجرایی تقسیم کردم و در روند زمانی ۲ سال گذشته بررسی کردم:

تخصصی

  • جواد آرین‌منش، نائب رئیس کمسیون فرهنگی مجلس در آذر ۸۷ گفته است «در حال حاضر ۵/۴ میلیون گیرنده و دیش ماهواره‌های غیر مجاز در کشورمان فعال است».
  • بر اساس آماری که علی دارابی قائم‌مقام صدا و سیما در آبان ۸۸ ارائه داده است، ۴۰٪ از مردم به ماهواره دست‌رسی دارند که او این میزان را  ۲ برابر سال قبل خواند.
  • ضرغامی، رئیس صدا و سیما در آبان ۸۹ خبر داده‌ است که میزان استفاده‌ی مردم از ماهواره ۳۲/۵٪ است.
  • باشگاه خبرنگاران جوان گزارش داده است «اکنون نیمی از جمعیت ساکن در کلانشهر تهران، دارای ماهواره‌اند و میزان رشد نفوذ ماهواره در بین خانواده‌های شهرنشین به طور متوسط، سالانه ۱۰ درصد افزایش می‌یابد».
  • بخش فارسی دویچه وله در مهر ۹۰ با استناد به نظرسنجی صدا و سیما دارندگان ماهواره را ۴۵٪ عنوان کرده است.
  • روز بعد از جلسه‌ی احمدی‌مقدم با کمسیون امینیت ملی مجلس، کاظم جلالی سخنگوی این کمسیون با انتقاد شدید گفته است که ۶۴٪ ایرانی‌ها ماهواره دارند. به علاوه افزوده است که «در شهر بناب از توابع آذربایجان شرقی که کمتر از ۸۰ هزار نفر جمعیت دارد، تنها در ۶ ماه ابتدای امسال ۱۳ هزار دستگاه دریافت امواج ماهواره‌ای کشف شده است».

 

اجرایی

  • سرهنگ اردشیر مطهری، فرمانده‌ی یگان امداد تهران از جمع‌آوری ۲۷۳۲ عدد دیش، ۴۰۱۸ عدد ال ان بی ، ۳۹ عدد موتور گردون و ۹۲ عدد سوئیچ در غرب تهران در ۲۹ اردی‌بهشت ۹۰ خبر داده است. این عملیات با استفاده از ۱۳ تيم عملياتی هشت نفره انجام شده است.
  • ابوتراب بهرامی، رئیس سازمان عقیدتی نیروی انتظامی در شهریور ۹۰ ادعا کرده است که اکثر مردم از جمع کردن ماهواره‌ها راضی‌اند.
  • رييس پليس امنيت عمومي فرماندهی انتظامی آذربايجان‌غربی در شهریور ۹۰ گفته است که «در ۵ ماه نخست سال جاری ۲۱هزار انواع گيرنده ماهواره در این استان کشف شده است».
  • احمدی‌مقدم در تیر ۹۰ اعلام کرده است که «پس از برخورد پلیس چهره ۹۰ درصد خانه ها از دیش و تجهیزات گیرنده ماهواره پاک شده است».

به نظر می‌رسد که با توجه به آمار سال‌های ۸۸ و ۸۹ مجلس، گفته‌های آقای آرین‌منش صحیح است. اگر به طور متوسط هر خانواده را ۴ نفره در نظر بگیریم آن‌گاه ۲۱/۶ میلیون نفر از جمعیت ایران یعنی ۳۴/۶٪ مردم در سال ۸۷ از ماهواره استفاده می‌کرده‌اند که خب با رشد تقریبا ۲ برابری به رقمی که آقای جلالی که چند روز پیش گفته‌اند می‌رسیم. اما اگر همین آمار را در رابطه با صدا و سیما در نظر بگیریم به مشکل بر می‌خوریم، زیرا طبق گفته‌ی آقای دارابی در سال ۸۸ تنها ۴۰٪ مردم از ماهواره استفاده کرده‌اند که در سال پیش از آن ۲۰٪ بوده و با این حساب به رقم ۱۴/۹۴ میلیون نفر می‌رسیم که اختلافی ۱۴/۶٪ با آمار مجلس دارد. این در حالی هست که آقای ضرغامی این رقم را در سال ۸۸ برابر ۳۲/۵٪ اعلام کرده بود و اگر با آمار در نظر بگیریم اختلاف فاحش‌تر هم خواهد شد. اما با وجود تمام این اختلاف‌ها با رشدی که برای ماهواره متصور هستند، در سال ۹۰ در کم‌ترین حالت (دید ضرغامی) به ۶۵٪ و در بیش‌ترین حالت (دید دارابی) به ۸۰٪ می‌رسیم.

با توجه به این آمارها اگر فرض را بر خطای دارابی و درستی ضرغامی بگیریم آمارهای مجلس و صدا و سیما برای سال ۹۰ بسیار نزدیک به هم است. در این میان باشگاه خبرنگاران ۵۰٪ را برای تهران و بی‌شک پایین‌تر از این را برای بقیه‌ی شهرها متصور است که با توجه به اعلام نکردم مرجع  این آمار می‌توان از خیر آن گذشت و همان رقم ۶۴٪ را متصور شد.

بحران زمانی آغاز می‌شود که کادر اجرایی جمع‌آوری ماهواره آماری به شدت متنافض می‌دهد. کسی از رضایت اکثریت (با فرض ۵۰٪ به علاوه‌ی ۱ نفر) از این طرح می‌گوید. در جایی از پاک‌سازی ۹۰٪ شهر از ماهواره سخن می‌رود و جایی از موفقیت و تاکید بر ادامه‌ی طرح سخن می‌گویند.

  • در آماری از سرهنگ مطهری داریم که روزانه ۲۷۳۲ دیش در غرب تهران جمع‌آوری شده است. غرب تهران بر اساس آمار ۶۰۰۰۰ خانوار جمعیت دارد. اگر مدت اجرای طرح را ۳۰ روز در نظر بگیریم به رقم ۸۱۹۶۰ دیش می‌رسیم (دیش مرکزی را با استفاده‌ی چند دیش به ازای هر رسیور سر به سر می‌کنیم) که این رقم بیش از تعداد خانوارهای مقیم در محله است. یعنی طرح با موفقیت ۱۳۷٪ رو به رو بوده است.
  • حالا نوع دیگری به قضیه نگاه کنیم. اگر در ۵ ماه ۲۱۰۰۰ رسیور در استان آذربایجان غربی کشف شده باشد پس می‌توان تصور کرد که در سال ۹۰ حدود ۴۰۰۰۰ رسیور در استان آذربایجان غربی کشف می‌شود که از هر ۱۸ خانواده یک خانواده اجازه‌ی داشتن ماهواره را نداشته‌اند، یعنی ۵/۵٪ این طرح مدیون ضبط اموال قاچاقچیان بوده است. که اگر این را با آمار آقای جلالی مقابل کنیم به ضبط ۶۵٪ می‌رسیم. خب این تا ۹۰٪ فاصله‌ی زیادی ندارد و جمع‌آوری ماهواره ۲۵٪ وقت ماموران را گرفته است و موفقیت طرح به خاطر مبارزه با قاچاق بوده و نه جمع‌آوری دیش ماهواره.
  • با توجه به گفته‌ی جلالی می‌توان محاسبه کرد که حدود ۱۲ میلیون رسیور در کشور وجود دارد. با توجه به گفته‌ی سرهنگ مطهری هر نفر در روز حدود ۱۵ رسیور را جمع‌آوری می‌کند که برای جمع‌آوری ۱۲ میلیون رسیور نیاز به ۸۰۰ هزار نفر/روز نیرو هست که در مدت این طرح (حدود ۲ ماه) نیاز به حدود ۱۳۳۰۰ نفر است که هر روز تنها به این کار برسند. گمان نمی‌کنم امکان به کارگیری این تعداد نیرو به صورت تمام وقت وجود داشته باشد. آقای احمدی‌مقدم چه طور به رقم ۹۰٪ رسیده‌اند؟
  • باز هم به رقم ۱۶٪ برگردیم. اگر طرح ۹۰٪ موفق بوده و ۱۶٪ بازگشت داشته باشیم آن‌گاه چگونه طرح ۹۰٪ موفقیت داشته است؟

جدای از تمام این آمار و ارقام برای رد عدد ۱۶٪ با توجه به تحلیل دیگر گفته‌ها نیاز به اظهار نظر جدیدتری هستیم که تا این لحظه عنوان نشده است و تنها می‌توان با استناد به آمارهای گروه‌های تخصصی شکاف بزرگ را نشان داد. با این وجود به نظر نمی‌رسد که رقم عنوان شده درست باشد یا حداقل آن‌گونه که سردار احمدی‌مقدم می‌گوید باشد، چرا که به تناقض‌های زیادی بر خواهیم خورد. گمان می‌کنم در دنیایی زندگی می‌کنیم که هر کسی قصد دارد فضا را با مشتی عدد و رقم به نفع خود تمام کند. به خاطر بیاورید زمانی را که احمدی‌نژاد در مناظره‌های انتخاباتی کاهش نرخ تورم را با نمودارهای علمی!!! نشان داد. در دنیایی زندگی می‌کنیم که حقیقت را پشت انبوهی از ارقام پنهان می‌کنند. باید هوشیار بود و از زاویه‌ی دیگری هم به قضیه نگریست.


پی‌نوشت: این مقاله به بهانه وبینار «اعدادی که خبرها را می‌سازند» نوشته شده است. 

نظرها

جهت ارسال نظر به وبسایت وارد شوید