پرونده مرگ ستار بهشتی؛ تجسس ها و اعتراضات

شش روز پس از مرگ وبلاگ‌نویس در حین «بازجویی»، قوه قضائیه ایران وعده داد که با مقصر یا مقصرین مرگ او در زندان «برخورد سریع، قاطع و بدون اغماض» ‌خواهد داشت. این یکی از نمونه هایی است که افکار عمومی در خارج و داخل ایران در فضای مجازی بصورت یکپارچه نسبت به امری واکنش نشان می دهد و اعتراض می کند و حکومت وادار به پاسخگویی می شود.
ستار بهشتی کارگر و وبلاگ نویس ٣٥ ساله، در تاریخ 30 اکتبر در منزلش از سوی پلیس فتا ( پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات) به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس بوک" بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. یک منبع آگاه که نخواسته نامش فاش شود، به بی‌بی‌سی فارسی گفت: "این وبلاگ نویس دهم آبان بعد از ظهر وارد بند ۳۵۰ زندان اوین می شود. به شدت شکنجه شده بود و مچ‌های هر دو دستش به شدت کبود بود که نشان می‌داد جوجه شده است. (نوعی شکنجه که در پلیس آگاهی ایران مرسوم است. دست ها را می بندند و مظنون یا متهم را از سقف آویزان می کنند). همچنین وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی از رهبران مخالف دولت در ایران، گواهی 40 زندانی سیاسی که در زندان اوین زندانی هستند را منتشر کرده که این افراد طی آن می گویند ستار بهشتی فردبازداشت شده ای که هفته پیش درگذشت، تحت شکنجه قرار گرفته بوده است. عصر روز ۱ نوامبر از این بند به مکان نامعلومی منتقل می‌شود" و پس از آن به قتل رسیده است. نخستین بار سایت اصلاح طلب کلمه، سه شنبه (۶ نوامبر) خبر مرگ این وبلاگ نویس را زیر شکنجه منتشر کرد.
در روزهای ابتدایی مقامات ارشد جمهوری اسلامی و پلیس ایران در باره مرگ وی رسما توضیحی نداند و حتی منصور حقیقت‌پور، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران اعلام کرده که مسئله ستار بهشتی به گونه‌ای نیست که از سوی این کمیسیون "نیاز به ورود و بررسی باشد." ولی علیرغم سکوت حکومت ایران اعتراض ها به شدت افزایش یافت.

واکنش ها به قتل ستار بهشتی در سه سطح انجام شد: ابتدا در سایت های مخالف دولت ایران و شبکه های اجتماعی و سپس نهادهای مستقل بین المللی و کشورهای اروپایی و آمریکا و در نهایت برخی از شخصیت ها و وبسایت های نزدیک به حکومت واکنش نشان دادند. افزایش اعتراض ها در این سه سطح باعث شد مقامات قضایی ایران دستور پیگیری را صادر کنند.
پس از آنکه سایت های مخالف حکومت ایران واکنش وسیعی نسبت به این خبر نشان دادند و خواستار توضیح مسولان ج.ا.ا. شدند؛ نهادهای بین المللی مانند سازمان عفو بین‌الملل و سازمان گزارشگران بدون مرز و دیگران دست به اعتراض شدید زدند در بیانه هایی این عمل حکومت ایران را محکوم کردن و همزمان کشورهای اروپایی مانند فرانسه انگلستان و سپس ایالت متحده آمریکا نیز نسبت به این امر اعتراض کردند.
با افزایش فشار های بین المللی و افشاگری هایی که در فضای مجازی ایران به راه افتاد برخی از شخصیت های درون حکومت ایران و وبسایت ها و وبلاگ های نزدیک به حکومت ایران نیز خواستار توضیح مسولان و شفاف سازی در این خصوص شدند. در همین راستا، شش روز بعد از کشته شدن ستار بهشتی، احمد توکلی و ابراهیم نکو از نمایندگان مجلس نسبت به کشته شدن یک زندانی وبلاگ‌نویس اعتراض کرده و خواستار بررسی ابعاد ماجرا شدند.
حکومت ایران پس از تحمل شش روز فشار از طرف نهادهای بین المللی و دولت های خارجی و انتقاد وسیع و همه جانبه در فضای مجازی مجبور به واکنش شدند.
شش روز پس از اعلام خبر جان باختن ستار بهشتی در زندان توسط خانواده اش و در حالیکه پلیس فتا تاکنون هیچ توضیحی درخصوص علت دستگیری و چگونگی مرگ او ارائه نداده، کمیته ویژه ای در مجلس تشکیل شده و ستاد حقوق بشر قوه قضائیه هم از دستور صادق لاریجانی برای پی گیری موضوع خبر داده است. سخنگوی قوه قضاییه وجود آثار کبودی در 5 قسمت بدن ستار بهشتی را تایید کرد و گفت که رییس قوه قضاییه دستور ویژه رسیدگی به این پرونده را داده است.
به دنبال دستور رییس قوه قضائیه برای پیگیری پرونده مرگ ستار بهشتی، 3 تن از کسانی که مسئول بازجویی از این متهم بودند، بازداشت و تحویل دادسرای نیروهای مسلح شده اند.

نتیجه گیری

صرفنظر از اینکه سرنوشت این پرونده به کجا خواهد انجامید، نکات مهمی در آن وجود دارد:
نکته اول آن است که با وجود سایت ها و بلاگ های متعدد و شبکه اجتماعی در فضای مجازی، حکومت ایران نمی تواند به راحتی و در سکوت، به سرکوب و شکنجه مخالفان دست بزند. وقتی که کشته شدن یک وبلاگ نویس گمنام چنین غوغایی برپا می کند،شاید بتوان گفت که روز به روز فضای اینترنت در ایران قوی تر و پویا تر از قبل شده و دست دولت ایران را برای سرکوب پنهانی مخالفان بسته است.

نکته دوم: برخی از شخصیت ها و وبسایت ها و وبلاگ های نزدیک به حکومت ایران نیز نسبت به این قبیل امور حساسیت نشان می دهند و همگام با شبکه های اجتماعی و وبلاگ های مخالف خارج از کشور همدلی نشان می دهند و وقتی این دو نیرو بر امری مانند این قتل هم صدا می شوند، حکومت ایران مجبور به قبول مسولیت می شود و وادار به واکنش می شود.

نکته سوم: حکومت ایران نشان می دهد که اگر فشارهایی که افکار عمومی وارد می کند زیاد نباشد، هیچوقت حاضر به پاسخگویی نیست ولی اگر فشارهای بین المللی همراه با تحریک و عصبانیت افکار عمومی در داخل و خارج باشد مجبور به پاسخگویی می شود. به همین خاطر در روزهای اول که فشار ها اندک بود واکنش نشان نداد ولی وقتی بسیاری از اشخاص در داخل و خارج نسبت به این قتل واکنش نشان دادند، انوقت بود که وادار به پاسخگویی شد.
 

نظرها

جهت ارسال نظر به وبسایت وارد شوید